وقتی هیچ چیز دیگر دست ما نیست! 12 نکته شگفت انگیز درباره فرار از واقعیت و ساخت دنیا دوم

به گزارش مجله عکس، در زمان هایی که فشارهای اجتماعی، مالی یا بحران های دنیای از کنترل ما خارج می شوند، تمایل به عقب نشینی به اعماق فکر و ساختن یک دنیا جایگزین به شکلی چشم گیر افزایش می یابد. این پدیده که در روان شناسی با نام فرار از واقعیت (Escapism) شناخته می گردد، فرآیندی است که در آن فرد برای رهایی از اضطراب های خردکننده، به فعالیت های تخیلی، غرق شدن در داستان ها یا خلق یک دنیای فکری با جزئیات دقیق روی می آورد.

وقتی هیچ چیز دیگر دست ما نیست! 12 نکته شگفت انگیز درباره فرار از واقعیت و ساخت دنیا دوم

این مقاله به آنالیز این موضوع می پردازد که آیا این پناهگاه های فکری باعث فرسایش روان می شوند یا ابزاری هوشمندانه برای بقا در دنیایی آشفته هستند. ما با نگاهی به ریشه های تاریخی، یافته های نورولوژیک و تحلیل های جامعه شناختی، مرز میان خلاقیت شفابخش و اختلالات جدی را ترسیم خواهیم کرد.

01

پدیده پاراکاسم و دنیا سازی فکری

یکی از مفاهیم کلیدی در روان شناسی رشد و بزرگسالان، پاراکاسم (Paracosm) است. این اصطلاح به خلق یک دنیا تخیلی بسیار پیچیده و گسترده اشاره دارد که دارای تاریخ، فرهنگ، جغرافیا و حتی زبان خاص خود است. برخلاف تصور عموم که این کار را مختص بچه ها می دانند، بسیاری از نوابغ ادبی و علمی در بزرگسالی نیز از این دنیا ها برای ساماندهی به افکار خود استفاده می کردند. این دنیا های خودساخته به فرد اجازه می دهند تا در محیطی که تمام قوانین آن تحت کنترل خودش است، احساس امنیت را تجربه کند. از منظر فنی، این کار نوعی معماری شناختی است که در آن مغز به جای پردازش داده های آشفته محیطی، روی یک سیستم منظم و پیش بینی پذیر تمرکز می نماید. این فرآیند می تواند به طرز عجیبی سطح استرس را کاهش داده و کیفیت خواب را بهبود ببخشد زیرا مغز از شرایط جنگ یا گریز به شرایط خلاقیت و پایداری سوئیچ می نماید.

02

تفاوت اساسی میان تخیل فعال و گسست از واقعیت

بسیاری نگران هستند که پناه بردن به رویا باعث جداشدگی (Dissociation) یا اختلالات روانی گردد. اما علم روان پزشکی تمایز دقیقی میان این دو قائل است. در تخیل فعال که کارل یونگ آن را ترویج می کرد، فرد آگاهانه وارد دنیای فکری می گردد و همزمان می داند که کجاست و چه می نماید. این یک تمرین کنترل شده است که به فرد قدرت انتخاب می دهد. اما در گسست بیمارگونه، فرد کنترل خود را بر واقعیت از دست داده و به صورت غیرارادی از زمان و مکان فعلی جدا می گردد. فرار هوشمندانه از واقعیت برای دوری از اخبار ناامیدنماینده، نه تنها نشانه ضعف نیست بلکه نشان دهنده یک مکانیسم دفاعی تکامل یافته برای حفظ سلامت سیستم عصبی است. وقتی شما آگاهانه انتخاب می کنید که به جای خواندن اخبار زرد و دروغین، در جزئیات سرزمین فکری خود غرق شوید، در واقع حالتی شبیه به مراقبه (Meditation) را تجربه می کنید.

03

خیال پردازی ناسازگار؛ زمانی که رویا خطرناک می گردد

اصطلاح علمی خیال پردازی ناسازگار (Maladaptive Daydreaming) برای توصیف شرایطی به کار می رود که در آن فرد به قدری در دنیای تخیلی خود غرق می گردد که از انجام وظایف روزمره، روابط اجتماعی و کار باز می ماند. الی سومر (Eli Somer)، روان شناسی که این پدیده را شناسایی کرد، معتقد است این حالت زمانی رخ می دهد که دنیا دوم به جای یک تنو قوا، تبدیل به یک اعتیاد گردد. در این شرایط، فرد ممکن است ساعت ها به صورت بی هدف راه برود و سناریوهای فکری را تکرار کند. اگر فرار به دنیا دوم باعث گردد شما از رویارویی با مسائل واقعی که قابل حل هستند سرباز بزنید، روان شما در خطر فرسایش قرار می گیرد. اما اگر از این دنیا برای گذر از بحران های غیرقابل کنترل بهره ببرید، این کار یک استراتژی بقای عالی محسوب می گردد.

04

نوروبیولوژی تخیل و کاهش سطوح کورتیزول

هنگام تمرکز بر یک دنیای خودساخته و دوست داشتنی، فعالیت در شبکه پیش فرض مغز (Default Mode Network) تغییر می نماید. مطالعات نشان داده اند که غرق شدن در روایت های داستانی یا تخیلات مثبت، باعث ترشح دوپامین و اندورفین می گردد. در مقابل، پیگیری مداوم اخبار منفی و بحران های دنیای، سطح هورمون کورتیزول (Cortisol) را به شدت بالا برده و منجر به التهاب سیستمیک و تضعیف سیستم ایمنی می گردد. در واقع، مغز تفاوت چندانی میان تجربه یک چشم انداز زیبا در واقعیت و تصور دقیق آن در خیال قائل نمی گردد. بنابراین، پناه بردن به دنیا دوم می تواند مانند یک داروی ضد اضطراب بیولوژیک عمل کند که ضربان قلب را تنظیم نموده و فشار خون را کاهش می دهد، به شرطی که این فرآیند با آگاهی از مرز واقعیت همراه باشد.

05

بازتاب در رسانه ها؛ از هزارتوی پن تا زندگی پنهان والتر میتی

سینما همواره آینه ای برای نمایش قدرت فرار از واقعیت بوده است. در فیلم هزارتوی پن (Pans Labyrinth)، شخصیت اصلی برای فرار از وحشت های جنگ و فاشیسم، به دنیایی فانتزی پناه می برد. این فیلم به خوبی نشان می دهد که چگونه تخیل می تواند به روح انسان در برابر ظلم و استبداد قدرت ایستادگی بدهد. بعلاوه در فیلم زندگی پنهان والتر میتی (The Secret Life of Walter Mitty)، می بینیم که چگونه رویاپردازی های کوچک، در نهایت منجر به شجاعت برای تغییر در دنیای واقعی می شوند. این بازتاب های رسانه ای به ما می آموزند که دنیا دوم، لزوماً بن بست نیست، بلکه می تواند پلی به سوی درک عمیق تر از خود و بازگشت قدرتمندانه تر به واقعیت باشد. کتاب های فانتزی بزرگ مانند ارباب حلقه ها نیز در دوران جنگ دنیای دوم و به عنوان پاسخی به ویرانی های آن موقع خلق شدند تا امیدی در دل تاریکی باشند.

06

ریشه های تاریخی فرار از واقعیت در دوران قحطی و جنگ

در طول تاریخ، انسان ها همواره در زمان های قحطی، بیماری های همه گیر و جنگ های طولانی به اسطوره ها و افسانه ها پناه برده اند. فولکلور (Folklore) و قصه های پریان در واقع دنیا های دومی بودند که به وسیله جوامع ساخته می شدند تا معنای رنج را تغییر دهند. در قرون وسطی، زمانی که زندگی در زمین به شدت سخت بود، تمرکز بر بهشت و دنیا های ماورایی به مردم اجازه می داد تا بدون فروپاشی روانی به زندگی ادامه دهند. این نشان می دهد که دنیا دوم یک ابزار اجتماعی برای بقای جمعی بوده است. امروزه، با وجود تکنولوژی، این دنیا ها شخصی سازی شده اند و هر فرد می تواند پاراکاسم منحصر به فرد خود را داشته باشد تا در برابر بمباران اطلاعاتی دنیای مدرن از خود محافظت کند.

07

روان شناسی سیاسی؛ تخیل به عنوان فرمی از مقاومت

بعضی از جامعه شناسان معتقدند که فرار از واقعیت می تواند یک کنش سیاسی باشد. وقتی سیستم های حاکم کوشش می نمایند با استفاده از پروپاگاندا و اخبار دروغین، واقعیت را تحریف نمایند، فرد با ساختن دنیا فکری خود و وفادار ماندن به ارزش های والای آن، در واقع در برابر شستشوی مغزی مقاومت می نماید. این نوع از خیالبافی هوشمندانه به فرد اجازه می دهد تا هویت مستقل خود را حفظ کند. در جوامع توتالیتر، داشتن یک دنیای درونی غنی، تنها راه برای جلوگیری از مسخ شدن به وسیله ایدئولوژی های رسمی است. در اینجا، دنیا دوم نه یک راه فرار، بلکه سنگری برای حفاظت از انسانیت و حقیقت درونی محسوب می گردد.

08

ارتباط میان غرقگی (Flow) و سلامت روان

حالت غرقگی (Flow State) شرایطی است که در آن فرد چنان در یک فعالیت غرق می گردد که گذر زمان و وجود خود را فراموش می نماید. خلق یک دنیای فکری با جزئیات دقیق، یکی از عمیق ترین حالت های غرقگی را ایجاد می نماید. روان شناسان ثابت نموده اند که تجربه منظم حالت غرقگی، یکی از ستون های اصلی خوشبختی و رضایت از زندگی است. این فرآیند باعث می گردد مغز از افکار نشخوارنماینده (Rumination) که عامل اصلی افسردگی هستند، رها گردد. وقتی شما به سرزمین ناشناخته فکری خود سفر می کنید و برای آن قانون گذاری می کنید، در حال تمرین دادن به عملنمودهای اجرایی مغز خود هستید که در درازمدت از زوال عقل پیشگیری می نماید.

09

سوءبرداشت های علمی درباره انزوا و خیال پردازی

در گذشته، بسیاری از روان شناسان کلاسیک تصور می کردند که هرگونه پناه بردن به خیال، نشانه ای از اسکیزوفرنی (Schizophrenia) یا شخصیت اجتنابی است. اما تحقیقات مدرن نشان می دهد که افراد با هوش هیجانی و ضریب هوشی بالا، تمایل بیشتری به دنیا سازی دارند. این افراد از تخیل به عنوان یک آزمایشگاه مجازی استفاده می نمایند تا سناریوهای مختلف زندگی را شبیه سازی نمایند. تفاوت بزرگ در اینجاست که فرد سالم، تخیل را راهنمایی می نماید، در حالی که در بیماری های روانی، فرد به وسیله توهمات راهنمایی می گردد. بنابراین، نترسید؛ اگر می توانید دنیای خود را با اراده خود بسازید و هر وقت خواستید از آن بیرون بیایید، شما نه تنها بیمار نیستید، بلکه از توانمندی فکری بالایی برخوردارید.

10

چگونه یک دنیای فکری امن بسازیم؟

برای اینکه فرار از واقعیت به نفع شما عمل کند، باید آن را به صورت ساختارمند انجام دهید. روان پزشکان توصیه می نمایند که برای این کار زمان مشخصی مشخص کنید (مثلاً 30 دقیقه قبل از خواب). استفاده از جزئیات حسی (بوها، رنگ ها، صداهای دنیای خیالی) به مغز یاری می نماید تا سریع تر از فاز استرس خارج گردد. این کار نه تنها باعث جداشدگی آسیب زا نمی گردد، بلکه به مرور زمان به شما یاد می دهد که چگونه عواطف خود را مدیریت کنید. دنیای فکری شما می تواند مکانی باشد که در آن با نسخه های قوی تر و آرام تر خود دیدار می کنید. این تکنیک که در درمان های شناختی-رفتاری (CBT) نیز به نوعی استفاده می گردد، تصویرسازی راهنمایی شده نام دارد.

11

نقش تکاملی شبیه سازی فکری در بقای انسان

از نظر زیست شناسی تکاملی، توانایی انسان برای تصور آنچه وجود ندارد کلید موفقیت گونه ما بوده است. اجداد ما پیش از شکار، آن را در فکر خود شبیه سازی می کردند. فرار از واقعیت در زمان بحران، در واقع استفاده از همین ابزار شبیه سازی برای یافتن راه های نو بقا است. وقتی شما در دنیای فکری خود پیروز می شوید، مغز همان سیگنال های پاداشی را دریافت می نماید که در واقعیت دریافت می کرد. این کار اعتماد به نفس آسیب دیده شما را ترمیم می نماید و باعث می گردد وقتی به دنیای واقعی بازمی گشت، تاب آوری (Resilience) بیشتری در برابر سختی ها داشته باشید.

12

نتیجه گیری؛ تعادل میان دو دنیا

در نهایت، پناه بردن به رویاها و دنیا های خودساخته، نه یک گناه اخلاقی است و نه لزوماً یک بیماری روانی. این کار یک هنر است؛ هنرِ حفظِ تعادل در دنیایی که تعادل خود را از دست داده

مطالب مرتبط

واقعیت تغییر نمی نماید و تقسیم پذیر نیست| فلسفه شگفت انگیز پارمنیدس درباره هستی و حقیقت

12 نکته شگفت انگیز درباره ژامه وو : وقتی چیزهای آشنا ناگهان غریبه به نظر می رسند!

12 نکته شگفت انگیز درباره نایکی (Nike) که باید بدانید؛ وقتی کفی کفش در وافل ساز پخته شد!

14 نکته شگفت انگیز درباره نبردهای پلاته و موکاله که تاریخ دنیا را تغییر داد

وقتی از زندگی و پیرامونمان به ستوه می آییم و خودآگاهانه یا ناخودآگاهانه از همه چیز و همه کس…

آیا کسی واقعاً از آلکاتراز فرار کرد؟ پژوهشی نشان می دهد فرار سال 1962 شاید موفقیت آمیز بوده باشد

منبع: یک پزشک
انتشار: 13 اردیبهشت 1405 بروزرسانی: 13 اردیبهشت 1405 گردآورنده: animal-photo.ir شناسه مطلب: 2486

به "وقتی هیچ چیز دیگر دست ما نیست! 12 نکته شگفت انگیز درباره فرار از واقعیت و ساخت دنیا دوم" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "وقتی هیچ چیز دیگر دست ما نیست! 12 نکته شگفت انگیز درباره فرار از واقعیت و ساخت دنیا دوم"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید